زندگینامه دیوید هاکنی، از پیشگامان هنر پاپ آرت

دیوید هاکنی (David Hockney) به عنوان یکی از پیشامگان هنر پاپ آرت در سال ۱۹۳۷ در ایالت یورکشایر متولد شده است. نقاش، طراح، چاپگر و عکاس انگلیسی و از مهم‌ترین پیشگامان جنبش پاپپ  آرت دهه ۱۹۶۰ است.
دیوید هاکنی، هنرمند معاصر انگلیسی پس از تحصیلات مقدماتی وارد مدرسه هنری برادفورد شد و پس از چهار سال تحصیل و دو سال وقفه در سال ۱۹۶۳ از کالج سلطنتی هنر فارغ‌التحصیل شد. در همان سال سبک آبستره اکسپرسیونیم در انگلستان ظهور کرد. در سال ۱۹۶۳ در سفری به مصر با هنر شرقی آشنا شد که تاثیر مهمی در آثارش گذاشت.
هاکنی در سال ۱۹۷۴ نمایشگاهی انفرادی در پاریس برگزار کرد که بیانگر دوره‌های مهم زندگی هنری‌اش بود و از آنجا به مرحله جدیدی در هنر رسید، که با تئاتر سروکار داشت و باعث شد مستقیما به طراحی صحنه برای تئاتر و اپرا بپردازد، که اولین کار او در این زمینه طراحی اپرایی از ایگور استراوینسکی(Igor Stravinsky) آهنگساز روسی بود. آثار دیوید هاکنی در زمینه چاپ، نقاشی و عکاسی بسیار متأثر از کاهایش در تئاتر است. او از نقاشی، چاپ و کلاژ در طراحی صحنه‌هایش هم استفاده کرده است.
هنر کلاژ در قرن بیستم خیلی تحت تاثیر هنرمندانی چون پابلو پیکاسو (Pablo Picasso) و ژرژ براک(Georges Braque)بود، اما هیچ یک به اندازه هاکنی فعال نبودند. کلاژ برای او کشفی جدید بود، تا در جهت ایجاد پرسپکتیوهای مختلف از زیبایی‌شناسی کوبیسم الهام بگیرد. آثار او، مخصوصا کارهای اولیه‌اش را نمی‌توان کاملا انتزاعی دانست. استفاده از طراحی‌های کودکانه‌ و همچنین نمادها و اسطوره‌ها هنرش را از پاپ آرت جدا می‌کند، حتی تأثیر پذیری او از کوبیسم با دیگران متفاوت است.

نقاشی های دیوید هاکنی فضا را صادقانه نشان می‌دهند. فعالیت‌های هنری او را نمی‌شود از هم جدا کرد، از همه آنها باید سخن گفت، چون هریک از آثارش راهنمای دیگری‌ست. تکامل نقاشی‌ها و آثار چاپی‌ او را می‌توان مدیون طراحی‌های صحنه و فوتوکلاژهایش دانست که شاید تاثیرگذارترین کارهای او باشند.

دیوید هاکنی و کلاژ

سبک هنری دیوید هاکنی در گذر زمان

پیشرفت دیوید هاکنی به عنوان یک هنرمند، در سه بخش جای می‌گیرد: نقاشی های شناخته شده دهه ۱۹۶۰، طراحی‌های صحنه مورد تحسین در دهه ۱۹۷۰ و عکس کارهای دهه ۸۰.

هاکنی تقریبا در سراسر زندگی‌اش عکاسی کرده و این تصاویر به عنوان مرجعی برای بسیاری از نقاشی‌هایش در دهه ۶۰ شدند که اغلب نشانه‌های مشخصی از تئاتر در خود داشتند، طراحی صحنه‌های بعدی او سرچشمه‌ای از آشنایی با نقاشانی چون پیکاسو و دیگران بود.
او در دوره‌ی کار هنری خود زمان زیادی را صرف طراحی و به ویژه چاپ کرد، اما آغاز کار جدی او به عنوان هنرمند به حدود ۱۹۶۰ باز می‌گردد. هنگامی که نقاشی، تئاتر و عکاسی، شروع به نزدیک شدن به هم کردند. تعلیم او در مدرسه هنر برادفورد از ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۷، تعلیمات هنر سنتی بود، در حالی که تحصیلات بعدی‌اش به طور کلی با دو تغییر اساسی در دنیای هنر مطابق بود: موفقیت به دست آمده در صدور آبستره اکسپرسیونیسم آمریکایی به خارج و القای حس فرسودگی و بحران در نقاشی آبستره در نیویورک.

هر چند هاکنی هرگز کاملا به سمت انتزاع‌گرایی جذب نشد، اما در برادفورد به عنوان یک دانشجو، به نقاشی‌های اسکارکوکوشکا (Oskar Kokoschka) علاقه‌مند بود و با نقاشی‌ها و مجسمه‌های معاصر فرانسی بیکن(Francis Bacon)، ژان دوبوفه (Jean Dubuffet)  و سایر اکسپرسیونیست‌های برجسته که آثارشان کاملا انتزاعی نبود، قرابت‌هایی داشت.

عکس های دیوید هاکنی و خلق آثاری نو در هنر عکاسی

از اواخر دهه هفتاد، هاکنی درگیر تغییر طبیعت عکاسی شد. او همیشه عکس‌ها را برای کمک به نقاشی می‌گرفت، اما با پولارویدهای مرکب و فوتوکلاژهایش توانست مرزهای عکاسی را گسترش دهد. او نوآوری‌های کوبیسم را در جهت اعتراض به پرسپکتیو سنتی در عکس عرضه کرد.

عکس های هاکنی در سه بخش جای می‌گیرند

قسمت اول: شامل صفحات قاب شده‌ی آلبومی‌ است.
بخش دوم: عکس‌های پولاروید است
بخش سوم: کلاژهایی از تصاویر است که با صفحه‌ی پولاروید اجرا شدند.

در آثار دیوید هاکنی بعضی از نماها طوری قرار گرفته‌اند که تأثیر پانورامیک دارند، بقیه حرکت کرده، تکرار شده‌اند یا در درجات متعدد بزرگنمایی گرفته شده‌اند تا تصویر اصلی را هوشمندانه تحریف و یا آن را در یک پلان متفاوت بازسازی کنند. با پرسپکتیو به طور مشهودی خوب بازی شده است. او زمان را متوقف می‌کند و آنچه می‌ماند، فضایی سرد و یخ زده است. بسیاری از عکس‌ها پاهای هاکنی را در نقطه شروع نشان می‌دهند. توجه به طبیعت ذهنی تصویر، با مرکز ساختگی آن و بینش محیطی تحریف شده در عکس‌ها دیده می‌شود. در جایی که عکاسان دیگر در بازسازی طبیعت با استفاده از کمک‌های مکانیکی دوربین کوشش کرده‌اند، هاکنی به وظیفه‌اش به عنوان یک تصویر ساز نزدیک می‌شود و از عکس‌هایش به طریقی که سوررئالیست‌ها کلاژ می‌ساختند، استفاده می‌کند
او تصویرش را با چند نما به صورت برش خورده و آزاد از محدودیت‌های صفحه پولاروید می‌سازد و اغلب به صورت بریده بریده و غیر قرینه تمام می‌شود. هاکنی می‌گوید: «سال‌ها بود که من از این نقص عکاسی آگاه بودم، که فاقد زمان است. حالا مطمئنم که تصادفی نبوده که ظرف چند سال پس از عمومیت یافتن عکاسی، کوبیسم اختراع شد. پیکاسو و براک این نقص را دیده‌اند.».

نقاشی های کلاژ دیوید هاکنی

فتوکلاژهای دیوید هاکنی چگونه بودند؟

در فتوکلاژها احساس حرکت به وسیله تجمع تصویرها انتقال داده می‌شود. دیوید هاکنی از قابلیت دوربین برای حرکت از یک نمای دور به کلوزآپ، برای خلق پرسپکتیوی استفاده می‌کند که در آن هر آنچه که منشعب شده، به سمت بیننده برمی‌گردد.

آنچه که او را از عکاسی معمولی جدا می‌کند، پرسپکتیو یک نقطه‌ای و عدم نمایش تحولات زمان و مکان است. او حتی نقاشی‌های دوره رنسانس را هم در قید و بند هنر مدرن می‌داند، زیرا تصویری که ارائه می‌دهند یک بعدی ا‌ست، هاکنی معتقد است این نوع پرسپکتیو فاصله بیننده و موضوع را بیشتر کرده و زمان را متوقف می‌کند و علت کنار گذاشتن نقاشی‌های رئالیستی ناشی از همین اعتقاد اوست و بیش از همه در فتوکلاژهایی که از مناظر آمریکا تهیه کرده، پرسپکتیو را تجربه کرده است.

هاکنی برای اینکه بیشتر روی فتوکلاژ کار کند به سمت نمونه‌های مکانیکی حرکت کرد و مستقیما با یک ماشین فتوکپی این آزمایش را انجام داد و این گرافیک کامپیوتری جست‌و‌جوهای بی‌وقفه او را برای یافتن جلوه‌های تازه به خود جلب کرد. او برای نشان دادن حرکت از راه‌های مختلفی استفاده کرد و از روش‌های کوبیسم تحلیلی در فتوکلاژهایش بهره برد.
سوژه‌های هاکنی عموما در خانه‌هایشان یا در استودیوی هنرمند نشسته‌اند. کلاژ حرکت‌های انفرادی زودگذر صورت، دست‌ها و بدن را مستند می‌کند و امکان یک سنتز را از میان انتخاب‌ها و کنار هم چیدن چاپ‌های منحصر به فرد فراهم می‌سازد.

عکاسی دیوید هاکنی

منظره‌های هاکنی بیان مبالغه آمیز بزرگ نمایی فضایی، به وسیله حرکت شبه پانورامایی ا‌ست. او تئوری‌های پرسپکتیو را که اهمیت زیادی برایش داشت، توصیف کرده و به تصویر می‌کشد، چرا که دیوید هاکنی بر این باور است که روش‌های مختلف نمایش جهان، جنبه‌های فیلسوفانه آن را منعکس می‌کند و تغییری در هنر در داخل فضای مصوری که حسی از تمامیت و فعالیت را در بیننده ایجاد می‌کند، می‌تواند منجر به تغییرات در روح کلی یک دوره شود.
رضایت‌بخش‌ترین فتوکلاژهای دیوید هاکنی زمان را درون داستانشان شرح می‌دهد و او امیدوار است که آنها زمان زنده‌ی حال را بررسی کنند، چون گذشته با حرکت در درون فضا به سادگی بررسی می‌شود. با توجه به آنچه هاکنی در عکس‌هایش ارائه داده : کلاژ کردن عکس‌ها ، پانورامیک کردنشان و استفاده از پرسپکتیوهای ترکیبی، یک ویژگی بصری جدید در عکس حس می‌شود و  چیزی بیشتر از ثبت یک لحظه را نشان می‌دهد، که ما را فراتر از زمان و مکان می‌برد.

دیدگاه خود را ثبت کنید

مقالات جدید پروانه را از دست ندهید!
با ثبت ایمیل خود، از آخرین مقالات و نوشتارهای هنری پروانه در رشته های مختلف، اطلاع رسانی کارگاه ها و فراخوانها به صورت هفتگی باخبر شوید.