نقاشی های ایمان افسریان خالی از هیاهو، پر از آرامش

ايمان افسريان نقاش و پژوهشگر ایرانی (تهران، ۱۳۵۳) که از سال ۱۳۷۳ به طور رسمی فعالیت حرفه‌ای خود را با برگزاری نمایشگاه انفرادی در گالری هفت ثمر شروع کرد. او کارشناسی ارشد خود را در رشته‌ تصویرگری از دانشگاه هنر تهران دریافت کرد.

نقاشی های ایمان افسریان در ۱۰ نمایشگاه گروهی در ایران و خارج از ایران، همچنین ۱۰ نمایشگاه انفرادی در تهران به نمایش درآمده‌ است. حضور در نمایشگاه ‌های بین‌المللی و بینال ها از دیگر فعالیت ها افسریان در طول دو دهه از فعالیت او در حوزه هنر است. همچنین افسریان سردبیری نشریه‌ حرفه ‌هنرمند را نیز برعهده دارد.
از آثار ایمان افسریان می‌توان به کتاب “در جستجوی زمانی نو” اشاره کرد که در دو جلد مقدماتی برای نگارش تاریخ انتقادی هنر معاصر ایران و ادبیات تجسمی فارسی نوشته شده و نشان‌دهنده دیدگاه افراد در دوران های مختلف است. این کتاب در واقع گزیده‌ای از مقالات بخش حرفه نقاش فصلنامه حرفه هنرمند است. او  هفت نمایشگاه خصوصی برگزار کرده است و آثارش در نمایشگاه‌هایی گروهی در نقاط مختلف دنیا به نمایش درآمده‌اند.

همان طور که از قلم او چه در نوشتار و چه در فضای نقاشی هایش پیداست، نگاهی انتقادی به هنر معاصر ایران دارد و آن را بیشتر مَنِریسم یا اَطوارگرایی می‌خواند. به تعبیری دیگر “به جاي اينکه زندگي بتواند منشأ خلاقیت هنرمند باشد، يا اثر هنري يك جور واکنش هنرمند باشد نسبت به زيست خودش، به واکنش او نسبت به ديگري تبديل می‌شود. يك سري تصاويری که از قبل، کسان دیگری تهیه کرده‌اند و به تعبیری که کمی شبیه تعبیر افلاطون است، اگر نگويیم حقیقت، اما از واقعیت دور می‌شود.”  

نقاشی های ایمان افسریان

خلوت و سکوت در نقاشی های ایمان افسریان

افسریان در طول دوران فعالیت خود همیشه به دور از اصول و قواعد حاکم بر بازار فضای شخصی خود را دنبال کرده است. سکوت و خلوتی، جان مایه اصلی آثارش است. وقتی در مقابل “اتاقِ مزدک” دِرَنگ می‌کنی و خوب به آن می‌نگری، با تنهایی عَجین می‌شوی، از آن تنهایی های خود خواسته ی آرام و حس دلتنگی برای روزهایی که نیستند.

اگر از کوچه پس کوچه های قدیمی تهران گذر کرده باشی، کافی است در مقابل یکی از خانه‌های پا بَر جایِ کوچه، نه آنها که قد برافراشته‌اند به ناکجا، گام از گام بر نداری و خیالِ خود را بِفِرستی به آن سوی در. جای جای آن خانه و آثارِ زیستِ انسان‌هایی که دیگر نیستند، به دستان افسریان قاب‌هایی می‌شوند نقش بسته بر روی بوم. بیشتر آثار و نقاشی های ایمان افسریان “بدون عنوان” هستند. برای بررسی مفهوم بدون عنوان می‌توانید به مقاله تابلوهای بدون عنوان در وبلاگ پروانه رجوع کنید.

گویی ایمان تفسیر نقاشی‌ها را به عهده‌ی خود مخاطب می‌گذارد. افسریان معتقد است هر عنصر دیداری، حکایتی را با خود به همراه دارد که ما را به سمت آن هدایت می‌کند و می‌توان با آن داستان سُرایی کرد ولی نقاش کسی است که در همان نقطه می‌ایستد و کلنجارِ خویش را با واقعیت برای رسیدن به عمق آن ثبت می‌کند.
از این رو ایمان افسریان در خلق نقاشی‌هایش رنگ روغن را مناسب می‌داند، چون در این گشت و گذار همراه او می‌شود. گویی افسریان رئالیسم را نسبت به عکاسی، نزدیک‌تر به واقعیت می‌داند. به اندیشه او عکاسی در یک لحظه ثبت و تمام می‌‌شود ولی در نقاشی های سبک رئالیسم یا واقع گرایانه (
Realism) نقاش روزها و زمان‌های مختلف به سوژه خود می‌نِگرد. تغییر اوقات، نورها، اکنون، قبل و بعد را مشاهده می‌کند و نتیجه کَنکاشِ خود را به تصویر می‌کِشاند. فضای بیشتر نقاشی های ایمان افسریان خالی از هیاهوست. خالی از حضور، که با خیال تو پر می‌شود. افسریان حقیقت را می‌داند و واقعیت را می‌نِگارد.

در نقاشی های ایمان افسریان سطح از جایگاه ویژه‌ایی برخوردار ‌بوده و به نوعی دست نقاش را باز می‌گذارد تا تعادل بصری ایجاد کند. هنرمند تعادل را از درهم آمیختن عناصر بصر ایجاد می‌کند. عوامل شکل دهنده این تابلوها نقطه، خط، سطح، رنگ، ژرف‌نمایی، کنتراست تیرگی و روشنی و نحوه اجرای کار بوده است که از ترکیب این‌ها همراه با خلاقیت فردی، مجموعه‌ایی نو و خلاق در تکنیک و روش اجرایی رئالیست‌ها ثبت می‌شود.

به عبارتی می‌توان سِير در گذشته و نوستالژی هم چون واژگان کليدی در آثار ایمان افسريان عمل می‌کنند. فضاهای وی (چه داخلی و چه خارجی) ارجاع به گذشته‌ای دارند که نقاش دوست دارد با مخاطبانش هم به اشتراک بگذارد. حال بيننده‌ی آثار که چه درون اين فضاها بوده و زندگی کرده و چه از گفته‌ها و شنيده‌ها و تصاوير دور با اين فضاها ارتباط گرفته باشد، می‌تواند تصميم بگيرد که هم چون نقاش به اندرون فضاهای نوستالژی‌دار و پر از آرامش پناه ببرد يا به هياهوی نقاشی‌ها و فضاهای دنيايی مدرن پرتاب شود!

نقاشی های ایمان افسریان

بخشی از سخنان ایمان افسریان با موضوع “چرا و چگونه از تصاویر معانی متفاوت برداشت می‌شود.” 

“انسان اولین موجود یا تنها موجودی است که می‌تواند جهان را بنامد. هر چیزی که می‌بینیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن به ساده‌ترین شکل ممکن در میاریمَش. در ساده‌ترین شکلش، بیشترین اطلاعات را می‌خواهیم در موردش بدهیم و در ذهنمان ذخیره‌اش کنیم.
فرقی نمی‌کند بگوییم گّل، بکشیم گّل، یا بنویسیم گّل. این‌ها همه نام‌اند. آدم‌ها شروع کردند به جهان رو نامیدن. اگر چیزی نام نداشته باشد خیلی ترسناک می‌شود. انسان شروع کرد به جهان رو نامیدن و آگاهی خود را در جهان تاباندن و باز گرفت و آن نام‌ها باعث شد که دیگر جهان ترسناک نباشد. برای همین ما از همه چیز یک نام درست کردیم. در این مرحله دانستن در تصاویر مهم تر از دیدن است. واقعیت از دید هر کدوم از ما متفاوته اما تصور می‌کنیم یک حقیقتی وجود داره که تغییر نمی‌کنه. به این ترتیب بچه ها بر اساس دانستگی خود نقاشی می‌کشند. نگارگران ایرانی بر اساس دانستگی خود همه چیز را به تضویر می‌کشند. بر اساس خیالشون. خیالشون رو می‌فرستند جاهای مختلف و وجوه مختلف یک چیز را می‌دیدند و می‌کشیدند.

باور نکنی خیال خود را بفرست      تا در نگری که چون خواهم گفت ” 

برای دیدن ویدئو کامل این سخنرانی می‌توانید به کانال نماشا  و یا آپارات پروانه مراجعه کنید.

دیدگاه خود را ثبت کنید

مقالات جدید پروانه را از دست ندهید!
با ثبت ایمیل خود، از آخرین مقالات و نوشتارهای هنری پروانه در رشته های مختلف، اطلاع رسانی کارگاه ها و فراخوانها به صورت هفتگی باخبر شوید.