هنر چیست و هفت شاخه آن کدامند؟

می‌گویند هنر از دیرباز شکل اسرارآمیزی از ارتباط و گفت و گو بوده است، یعنی هنرمند همواره قصد داشت تا چیزی را بازگو کند که از راه‌های معمول ارتباط مانند حرف زدن و نوشتن نمی‌توانست بیان کند. او تلاش می‌کند مفهوم و پیامی را انتقال دهد که ورای مکالمات روزمره باشد. بنابراین واژگانی بصری یا شنیداری ابداع می‌کند و در معرض تفسیر انسان ها می‌گذارد.
با وجود چنین تعریف به ظاهر ساده‌ای، فیلسوفان و هنرپژوهان سال‌هاست که درگیر ارائه تعریفی مشخص از هنر هستند و تا کنون بنا بر عقیده و نگرش خود، نظریه‌های گوناگونی به بار آورده‌اند. در این مقاله سعی می‌کنیم تا به بررسی عمده‌ترین این نظریات و در نهایت مفهوم هنر بپردازیم.

تعریف هنر از دیدگاه بزرگان

قبل از بحث درباره چیستی هنر، باید به این نکته اشاره کنیم که با اینکه مفهوم هنر امری بدیهی و شناخته شده به نظر می‌رسد و تفاسیر زیادی از آن در منابع فلسفی وجود دارد، اما هنوز تعریف واحد و مشخصی که همه صاحب‌نظران درباره آن اشتراک داشته باشند ارائه نشده است.
مثلا «ارسطو» برخلاف اکثریت این مفهوم را از منظر احساسات و عواطف بررسی می‌کنند، آن را حاصل فعالیت عقلانی می‌داند. در حالی که «کروچه» فیلسوف ایتالیایی اعتقاد دارد که هنرآفرینی از خیال هنرمند برمی‌آید و لحظه‌ای که قضاوت و تعقل وارد آن شود از بین می‌رود.
در کتاب هنر چیست تولستوی، نویسنده بزرگی روسی، آمده که هنر دارای ارزش اخلاقی است. او معتقد بود که هنر هرگز به منظور زیبایی و لذت بردن خلق نمی‌شود و هدفی والاتر چون ترویج ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی برای آن در نظر می‌گیرد
در مقابل نظریه دیگری وجود دارد که مدافع شعار هنر برای هنر است، پیروان این نظریه مخالف دیدگاه تولستوی هستند. از نظر آنها چه بسیار آثاری وجود دارند که حامل هیچ پیام خاص و اخلاقی نیستند، اما در جامعه هنری و در نظر هنرشناسان ارزش و اعتبار زیادی یافته‌‌اند.

هنر چیست

معنی هنر

واژه هنر ریشه در زبان سانسکریت دارد. این کلمه در ابتدا «سونر» و «سونره» خوانده می‌شد و با «هونر» و «هونره» زبان پهلوی و اوستایی مترادف است. واژه «سو» یا «هو» در فارسی نیز به معنای نیک و خوب است و هرچیز خوب و نیکویی هنر نامیده می‌شد و به خالق هنر نیز هنروَنت می‌گفتند.

منشاء هنر و ارائه تعاریفی جامع متعدد از آن

با وجود تمام این تعاریف گوناگون و گاه متضاد، دیدگاهی مشترک در میان همه هنرمندان از هنر دیده می‌شود و آن این است که اثر هنری چیزی زیباست که توسط انسان خلق شده باشد. هنر از دیرباز تاکنون با انسان و فعالیت‌های او همراه بوده است و هیچگاه نمی‌توان پویش‌های هنری را برکنار از سایر جلوه‌های زندگی بررسی کرد. امروزه با اتکا به دستاوردهای پژوهشی در زمینه باستان‌شناسی و تاریخی می‌توان ادعا کرد که شعر، موسیقی، رقص، پیکرنگاری، نقاشی و به طور کلی فعالیت‌هایی که امروز به عنوان هنرهای هفتگانه می‌شناسیم با زندگی انسان آغاز شده‌اند.
با توجه به این موضوع تعریف مفهوم هنر تنها در یک جمله مشخص نمی‌گنجد، بلکه با بررسی علت و منشاء هنر در هر دوره معنا پیدا می‌کند. چنانچه از بررسی کهن ‌ترین آثار هنری یعنی نقاشی‌های غاری مربوط به ۳۰ هزار تا ۱۰ هزار سال پیش از میلاد بر می‌آید، انسان‌ها فکر می‌کردند که نقاشی از حیوانات و پرتاب نیزه به آنها، جادویی عمل می‌کند و موفقیت آنها در شکار را تضمین خواهد کرد.

انسان درگیر و دار حیات دشوار ابتدایی برای حفظ خود و یافتن خوراک و پناهگاه در تلاشی دائم است. از این رو برای او کار بی هدف و بدون دلیل معنا نداشت و تنها هدر دادن نیرو و قوای بدنی بود. در تمدن‌های اولیه باستانی مانند بین‌النهرین و مصر که تفکرات دینی داشتند، هنر بر زندگی پس از مرگ و ارتباط انسان با خدایان تمرکز دارد. از دید آنها دین و آیین کمکشان می‌کرد تا محیط‌شان را در کنترل داشته باشند یا برای زندگی پس از مرگ آماده شوند. بنابراین هنرهای آن دوره مانند رقص و موسیقی که در مراسم آیینی اجرا می‌کردند و یا نقش و نگارهایی که بر ظروف سفالی می‌کشیدند برای جلب رضایت خدایان و نیروهای برتر بود. در واقع فعالیت‌های هنری انسان‌های ابتدایی و تمدن‌های باستانی به منظور برآوردن پاره‌ای از نیازهای زندگی صورت می‌گرفت.
در روم باستان که تا حدودی دموکراسی وجود داشت، هنر سکولار رایج بود و موضوع هنر مربوط به انسان‌ها و مسائل دنیوی و زمینی بود نه دینی.
از طرف دیگر با توجه به گستردگی سرزمین‌های تحت تسلط امپراتوری رم، بخشی از فعالیت هنرمندان در خدمت تبلیغ عظمت و جلال امپراتوری بود. رومی‌ها به این منظور ستون‌ها و طاق نصرت‌های یادبودی برپا می‌کردند تا پیروزی‌هایشان را ستایش کنند و بر قدرت رومی تاکید ورزند.
«پریکلس» رهبر آتن در دوران باستان بود، او در زمان اوج این شهر از نظر سیاسی و فرهنگی فرمان ساخت پارتنون و بناهای دیگری را داد تا یاد قدرت و حیثیت آتنیان را زنده نگه دارد.
پریکلس گفته بود: “این آثار که گواه بزرگی ما هستند تا ابد بر جای خواهند ماند”. در واقع در اینجا هنر در خدمت ستایش وطن بود.

هنرهای هفت گانه

مفهوم هنر در قرون وسطی و عصر رنسانس چگونه بوده است؟

بعد از ورود مسیحیت به غرب و آغاز قرون وسطی، هنر مسلط بر اروپا، بیشتر گرایش مذهبی داشت، اما در دوران اومانیستی رنسانس هنر مذهبی پا پس کشید و در دوران باروک طی جنگ‌های مذهبی کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها دوباره بازگشت.
گاهی نیز این مفهوم در خدمت مقاصد حامیان ثروتمند و قدرتمند بود و به سفارش آنها ساخته می‌شد، مانند پادشاهان و اشراف قرن ۱۸ فرانسه و انگلیس. هنرمندان در این دوره سعی در نمایش رفتارهای افراطی و سبکسرانه، صحنه‌های عاشقانه و اروتیک و مهمانی‌های عجیب و غریب مورد علاقه افراد فرادست جامعه داشتند.
از عصر رنسانس در قرن ۱۵ و مطرح شدن اومانیسم و فردگرایی زمان زیادی طول کشید تا نمود حقیقی آن در زندگی انسان‌ها و هنرمندان آشکار شود.
ون گوگ نمونه واقعی هنرمندی بود که با وجود اینکه آثارش فروخته نمی‌شد و در فقر و گرسنگی به سر می‌برد، اما به نقاشی کردن ادامه داد، زیرا انگیزه‌ او دیدگاه شخصی و فردی‌اش بود که جامعه آن را درک نمی‌کرد. موتور محرکه بسیاری از هنرمندان مدرن نیز همین دیدگاه شخصی است.
بنابراین معنی هنر در هر دوره متفاوت است و متناسب با علل پیدایش آن تعریف می‌شود. هنرمندان در هر زمان با زبان بصری مخصوص آن دوره که واژگانش شبیه به هیچ فرهنگ و دوره دیگری نیست هنرآفرینی می‌کنند و بدین ترتیب مفهوم هنر را تغییر می‌دهند.
«گامبریج» در کتاب «سرگذشت هنر» به این نتیجه رسید که چیزی به اسم هنر وجود ندارد، زیرا هنرمندان در خلق آثار صرفاً به زمان حال پرداخته‌اند و تنها نیاز زمان خود را پاسخ گفته‌اند. او با چنین برداشتی استنتاج می‌کند که آثار هنری متناسب با شرایط ویژه و خاص به وجود می‌آیند، پس نباید برای آنها جاودانگی و معرفت تصور کرد.هنره چیست

هفت هنر جهان چیست و هنرهای زیبا و سودمند کدامند؟

اصطلاح هنر در معنای مشخص خود دارای تقسیم‌بندی‌های مختلفی است. در مباحث فلسفی گذشته، هنرها را به دو دسته هنرهای زیبا و سودمند یا کاربردی تقسیم می‌کردند. منظور از هنرهای زیبا اثری است که تنها به خاطر خودش خلق شده و هدفی جز زیبایی و لذت بصری ندارد. مانند نقاشی، مجسمه‌ سازی و رقص. اما هنر کاربردی هدفی فراتر دارد و به هنری گفته می‌شد که سودمند و کاربردی باشد و فایده‌ای برساند. مانند معماری، طراحی صنعتی و سفالگری. افلاطون ارزش و فایده هنر را به اندازه میزان خدمت و تاثیر آن بر جامعه می‌دانست و میان ابداع و خلاقیت با ساختن و صنعت تفاوتی قائل نبود.
امروزه این نوع تقسیم‌بندی منسوخ شده است، در نوع جدید تقسیم‌بندی، هنر، هفت شاخه دارد و به هنرهای هفتگانه مشهور است.

این ۷ شاخه هنر عبارتند از:
• موسیقی
• هنرهای دستی (مجسمه سازی شیشه گری و غیره)
• هنرهای ترسیمی (نقاشی، گرافیک، خطاطی، نقاشیخط، عکاسی و غیره)
• ادبیات (شعر، داستان، نمایشنامه، فیلمنامه و نثر)
• معماری
• رقص و حرکات نمایشی
• هنرهای نمایشی (سینما، تئاتر، بازیگری و غیره)
در نهایت می‌توان گفت هنر فرآورده‌ای است ملموس، شنیدنی و یا دیدنی که توسط انسان و با اهداف مختلفی چون ارتباط، لذت، اخلاق و غیره آفریده می‌شود و تنها نیازِ زمان خود را پاسخ می‌دهد.

دیدگاه خود را ثبت کنید

مقالات جدید پروانه را از دست ندهید!
با ثبت ایمیل خود، از آخرین مقالات و نوشتارهای هنری پروانه در رشته های مختلف، اطلاع رسانی کارگاه ها و فراخوانها به صورت هفتگی باخبر شوید.