سبک هنری بدوی یا پریمیتیو

“این من نیستم که نقش میزنم بلکه چنان است که گویی چیزی در دستان من است”. این جمله را هانری روسو نقاش فرانسوی قرن ۱۹ و ۲۰ گفته است. این هنرمند از برجسته‌ترین نقاشان و هنرمندان بدوی گرا سبک هنر بدوی یا پریمیتیو است.

هنر بدوی چیست و از کجا نشات گرفته است؟

هنر بدوی یا ابتدایی به آثاری گفته می‌شود که پدیدآورندگان آن هیچگونه تعلیم و آموزش اصولی هنری ندیده‌اند. این هنرمندان معمولا دنیای خاص خود را دارند و از روی غریزه دست به آفرینشگری می‌زنند.

روسو به عنوان یک هنرمند معروف سبک هنر بدوی یا پریمیتیو، ابتدا در خدمت ارتش بود و در نهایت به عنوان کارمند ساده گمرک بازنشسته شد. از همین رو «گمرچی» لقب گرفت. او گهگاهی برای خودش نقاشی می‌کشید، اما بعد از فراغت از کار تمام وقت خود را به نقاشی اختصاص داد. روسو فرم‌ها و رنگ‌ها را به طور غریزی به کار می‌برد و رویا و واقعیت را درهم می‌آمیخت. تابلوهای هانری روسو قدرت تخیل، صراحت بیان و بی‌پیرایگی کودکانه‌اش را در حد کمال نشان می‌دهند.
شاید این ویژگی مختص تمام آثار هنرمندان مکتب ندیده باشد ،چرا که کارها و آثار این هنرمندان هرگز اصول نقاشی رئال یا واقع‌گرا را ندارند. هرگز نمی‌توان ردپای یک شیوه و سبک مشخص را در آثار چنین هنرمندانی پیدا کرد، چرا که هیچگونه تقلید و الگوبرداری از مکتب‌ها و سبک‌های هنری نمی‌کنند. آنها بیان و سبک خود را دارند، بنابراین به سنت‌های هنری و مبانی بصری بی‌توجه هستند و تنها احساسات و ادراک شخصی خویش را به تصویر می‌کشند و این کار را کاملا ناآگاهانه انجام می‌دهند. یعنی هیچ هنرمندی نمی‌تواند عمدا و آگاهانه هنری بدوی خلق کند.

این عدم پیروی از قواعد هنری تا جایی پیش می‌رود که اغلب آثار پریمیتیو شبیه به هنر کودکانه می‌شوند، مانند بازی‌هایی که کودکان با رنگ و فرم انجام می‌دهند و از روی غریزه آنها را باهم ترکیب می‌کنند.

هنر بدویهنر بدوی یا ناییو در آثار هنری مکرمه قنبری

«مکرمه قنبری» دیگر هنرمند هنر بدوی یا ناییو بود که حتی سواد خواندن و نوشتن نداشت. وقتی ۱۵ ساله بود او را به همسری کدخدای ده درآوردند. او از همان کودکی گرایشات هنری داشت، گلدوزی و خیاطی می‌کرد و آرایشگری زنان روستا را به عهده داشت. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید مکرمه نقاشی را از سن ۶۷ سالگی شروع کرد. زمانی که متوجه شد فرزاندنش گاو مورد علاقه او را بدون اطلاعش فروخته‌اند به همین دلیل برای غلبه بر ناراحتی‌اش به نقاشی پناه برد.

مکرمه قنبری نقاش بابلی می‌گوید:”به یاد دارم روزی فرزندانم از روی استیصال گاومان را فروختند. از ناراحتی گوشه‌ای نشسته بودم و فکر می‌کردم. چشمم به تکه سنگی افتاد به نظرم به شکل سر یک غاز آمد. آن را برداشتم و با رنگ‌های گیاهی رنگ کردم. درست مانند سر یک غاز بود. موقع ظهر آن را در یک ظرف سر بسته سر سفره گذاشتم. بچه‌ها وقتی در ظرف را برداشتند خیلی خندیدند”.

اولین نقاشی های هنر بدوی قنبری پرتره‌ای از گاوش با گل و خاک بر یک قطعه سنگ بود. اما بعد از آن هرجایی را که می‌توانست نقاشی می‌کرد، از در و دیوارهای خانه گرفته تا روی کدو حلوایی دستمایه خلق آثاری جدید برای وی بود. در این میان یکی از فرزاندنش که به استعداد هنری مادر پی برده بود از شهر برایش وسایل نقاشی تهیه کرد. اکنون خانه او به عنوان موزه مکرمه قنبری ثبت میراث فرهنگی شده است.

اولین نمایشگاه تابلوهای مکرمه قنبری در سال ۱۳۷۴ در گالری سیحون برپا شد، اما اکنون کارهای او شهرتی جهانی دارند و نقاشی‌هایش در نمایشگاه‌ های هنری سرتاسر دنیا به نمایش درمی‌آیند.

هنر بدوی

آثار مکرمه قنبری نیز مانند دیگر هنرمندان بدوی نوعی سادگی و خام‌دستی دارد که از هیچ اصول و مبانی خاصی پیروی نکرده است. این نقاشی‌ها تنها از درون مکرمه جوشیده‌اند و هرکدام داستانی شیرین یا تلخ از زندگی او را نمایش می‌دهند مانند ماجرای ازدواجش با مردی میانسال که سه همسر دیگر نیز قبل از او داشت و مکرمه در تمام طول زندگی‌اش به این سرنوشت اعتراض می‌کرد.

اما علیرغم وجود تمام تفاوت‌های موجود در آثار هنرمندان هنر بدوی یا مکتب ندیده سراسر جهان که ریشه در تجربه‌ها و احساسات فردی گوناگون آنها دارند، در تمامشان حال و هوایی شبیه به هم را می‌توان حس کرد. این وجه اشتراک باعث می‌شود تا با دیدن این آثار بلافاصله از دیگر سبک‌های هنری قابل تشخیص باشد.

«کارل گوستا یونگ» روانشناس نام این وجه اشتراک را «کهن الگو» گذاشته است. به نظر او انسان‌ها ذاتا در درون و فطرت خود دارای باورهای مشترک و مشابهی هستند که بین تمام انسان‌ها یکی است بی آنکه حتی بخواهند همدیگر را ببینند و یا تفکر آنها به دیگری منتقل شود. به عبارت دیگر او به وقوع حوادث مختلف در یک زمان مشخص و یکسان بدون آنکه یکی علت پدید آمدن دیگری باشد اعتقاد دارد.

در یک تعریف کلی باید گفت که هنرمند بدوی هنرمندی است که هرگز تعلیم و آموزش آکادمیک ندیده و هیچ قاعده و اصول هنری نیاموخته است. آنها کاملا ناآگاهانه و بدون اراده، هنرشان را خلق می‌کنند و هارمونی، ریتم و رنگ‌های مخصوص به خود را دارند. آثار این هنرمندان کاملا بی زمان و مکان‌اند، نه متعلق به دیروزند و نه امروز و نه حتی فردا! همگی مانند نقاشی های صادقانه کودکان، گویی از رویا و خیال برمی‌آیند و ساده و ابتدایی به نظر می‌رسند.

امروزه هنرهای بدوی مورد توجه بسیاری از هنردوستان در جهان قرار گرفته و نه فقط آثار هنرمندان مکتب ندیده بلکه هنر افرادی که اختلالات ذهنی و جسمی دارند و از هنر به عنوان راهی برای درمان آن‌ها استفاده می‌شود و یا هنر کسانی که از مشکلات روحی رنج می‌برند را نیز در بر می‌گیرد. از هنرمندان فعال در هنر بدوی ایران می‌توان به «داوود کوچکی»، «محسن رمزی»، «ننه حسن»، «لیمو احمدی»، «سلیم کرمی»، «محمودخان» و … اشاره کرد.

دیدگاه خود را ثبت کنید

مقالات جدید پروانه را از دست ندهید!
با ثبت ایمیل خود، از آخرین مقالات و نوشتارهای هنری پروانه در رشته های مختلف، اطلاع رسانی کارگاه ها و فراخوانها به صورت هفتگی باخبر شوید.